عکس 1 عکس 2 عکس 3

دعای غریق

 

عبدالله بن سنان از یاران امام صادق علیه السّلام نقل می کند که روزی آن حضرت فرمودند:
به زودی شبهه ای به شما روی خواهد آورد ، و حال آن که شما نه پرچم هدایتگری خواهید داشت که دیده شود و نه امامی که به شکل عمومی و کلّی هدایت کند(زمان غیبت). در این حال تنها کسانی از این شبهه نجات خواهند یافت که «دعای غریق » را بخوانند .

گفتم: دعای غریق چگونه است؟

فرمود می گویی:  

 

"یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِكَ"  

 


ای خدا، ای بخشنده، ای بخشایشگر، ای کسی که قلبها را دگرگون می سازی! قلب مرا بر دینت پایدار فرما!

 



اقا جان دلخونم بیا...



    



                     



                هر آنــکــه جـانـب خـدا نــگـه دارد         خـداش در هـمـه حال از بلا نـگه دارد

 حـديـث دوست نگويم مگر به حضرت دوست           كـه آشـنـا سـخـن آشـنـا نگـه د ارد

 



       

 

 الهی ! نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم

   نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی

   در اگر باز نگردد ، نروم باز به جایی

   پشت دیوار نشینم چوگدا بر سر راهی

   کس به غیر از تونخواهم ، چه بخواهی چه نخواهی

   باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی ،الهی

 





                   



           



                    





        



 

برادران یوسف وقتی می‌خواستند یوسف را به چاه بیفکنند یوسف لبخندی زد

یهودا پرسید: چرا خندیدی ؟ این جا که جای خنده نیست


یوسف گفت : روزی در فکر بودم چگونه کسی می‌تواند به من اظهار دشمنی کند با این که

برادران نیرومندی دارم ؟

اینک خداوند همین برادران را بر من مسلط کرد تا بدانم که غیر از خدا تکیه گاهی نیست

 ای دل پاره پاره ام , دیدن اوست چاره ام   

 اوست پناه و پشت من , تکیه بر این جهان مکن



در تعریف شکر گفتیم که شکرگزارى همان قدردانى از نعمت است، خواه در عمل باشد یا به وسیله زبان و یا به قلب، و کفران و ناسپاسى نعمت، بى اعتنائى به نعمت ها، تحقیر و تضییع آنها است و عدم توجه به صاحب نعمت.

و مهمترین بخش شکرگزارى همان شکر عملى است، چه بسیارند کسانى که با زبان شکر خدا مى گویند، ولى در عمل کفران مى کنند.

کسانى که اسراف و تبذیر مى کنند، و یا بخیل هستند، یا نعمت هاى الهى را وسیله فخر فروشى بر دیگران قرار مى دهند، یا بر اثر نعمت مست مى شوند و طغیان مى کنند، همه آنها ناسپاسند، و در طریق کفران نعمت گام بر مى دارند، به عکس آنها که نعمت هاى الهى را کتمان نمى کنند، و آشکار و پنهان انفاق مى نمایند و با گسترش نعمت، تواضع آنها در مقابل خالق و خلق بیشتر مى شود و سعى دارند نعمت ها همه در جاى خود مصرف شود، و چیزى از آن ضایع نگردد، آنها بندگان شکرگزارى هستند و شایسته فزونى نعمت.

در روایات اسلامى به هر سه مرحله شکر اشارات لطیفى شده است.



به گزارش پایگاه خبری نور حوزه حجت الاسلام و المسلمین سید ابوالحسن حسن زاده امام جمعه موقت اهواز در گفتگو با خبرنگار نور حوزه در خصوص نقش مبلغین و روحانیون در زمان غیبت کبری اظهار داشت: آنچه که ما در دوران غیبت کبری و دورانی که مردم امکان تشرف خدمت امام زمان(عج) خود را ندارند به معنای آن نیست که باب هدایت و تربیت مردم بسته شده است؛ خیر، باب هدایت و تربیت مردم باز است ولیکن توسط نائبان امام زمان(عج) صورت می‌گیرد. این نائبان امام زمان(عج) فقهای بزرگوار، فقهای جامع الشرایطی هستند که نیابت از امام زمان(عج) را بر عهده دارند. مسئله معرفی اعتقادات ، تعریف معارف و احکام الهی و آنچه که در باب اخلاق و جمیع امورات اسلامی و دینی داریم بر عهده مبلغین، طلاب و روحانیون گرامی است که با استفاده از محضر فقها و آنچه محضر آنها می‌آموزند منتقل می‌کنند.
وی گفت: وظیفه بزرگ عزیزان مبلغ و طلاب و روحانیون در دوران غیبت کبری آشنا کردن مردم با معارف دینی از قرآن، رسول خدا و عترت ایشان است لذا وظیفه مهم مبلغین و روحانیون  تربیت کردن مردم و اینکه مردم را در همان مسیری قرار دهند که انبیاء الهی و ائمه اطهار و امام زمان(عج) قرار دارند.



 

گفت: ببین عاشق این پسر خاله کلاه قرمزیم

دیدی رفته بود کیک مسموم رو تنهایی خورده بود؟؟؟!!!

خوردش که بقیه نخورن مسموم شن

بش گفتن چرا نریختی دور؟؟!!!

گفت آخه مورچه ها که نمیفهمن

نمیشه هم مث من بهشون سرم وصل کرد

اینووووو میگن آخر معرفت

 

 



خانه خدا

 

شهید " همت" اسمت؟ یا رسمت؟
"بسم الله"
کلاس درس شلوغ بود و همه در حال صحبت کردن بودن هر کی با دوستای خودش گرم گرفته بود و خلاصه کلاس رو هوا بود
یهو معلم اومد تو کلاس و سر و صدا ها یواش یواش خوابید بعدشم طبق روال همیشگیش شروع کرد به خوندن لیست حضور و غیاب
بزرگراه همت……. حاضر
مجتمع فرهنگی همت…….حاضر
غیرت همت…….. غائب
ورزشگاه همت……..حاضر
مردونگی همت……….غائب
مرام همت…………. غائب
سمینار همت……………حاضر
آقایی همت…………غائب
صداقت همت…………..غائب
همایش همت…………..حاضر
صفای همت………….. غائب
عشق همت…………..غائب
آرمان همت…………..غائب
یاران همت…………..غائب
تیپ همت…………..حاضر
غائبا از حاضرا بیشتر بودن…. کلاس تعطیل…..

 

برچسب : قرارمون تو آسمون

 

 




                                 

 

خویشتن را در قفس محبوس می بینم و می خواهم از قفس در آیم.سیم های خاردار مانعند.من از دنیای

ظاهر،فریب مادیات و هر آنچه از خدا بازم می دارد متنفرم .

     



مطلب دیگر اینکه همه افراد جامعه که این‏طور نیستند که لااُبالی باشند؛ در همان زمان امام حسین(علیه‏السلام) هم در بین مردم افرادی بودند که حق را می‏شناختند، ولی جرأت نمی‏کردند از حق دفاع کنند. بله عدّه‏ای بودند که اینها بر اثر همین لااُبالی‏گری‏ها و امثال اینها مغرور و فریب‏خورده بودند و قوه تمییز حق از باطل را نداشتند؛ امّا یک عده این‏طور نبودند. اینها حق را می‏شناختند، ولی جرأت نمی‏کردند در مقابل باطل بایستند. هنر و عظمتی که حسین(علیه‏السلام) داشت این بود که هم حق را تشخیص داد و هم پای حق ایستادگی کرد.

حالا من این را روایت از پیغمبر اکرم را می‏خوانم که فرمودند: «ألَا لَا یَمنَعَنَّ رَجُلاً مَهَابَةُ النَّاسِ أن یَتَکَلَّمَ بِالحَقِّ إذَا عَلِمَه ألَا إنَّ أفضَلَ الجِهَادِ کَلِمَةُ حَقٍّ عِندَ سُلطَانٍ جَائِرٍ».[8]مَهَابَةُ النَّاس». «مَهابت» یعنی ترس و بیم و وحشت. یعنی به جهت بیم از مردم حق را نمی‏گوید. بلافاصله حضرت می‏فرماید آگاه باشید که بافضیلت‏ترین جهاد گفتار حق است نزد حاکم ستمگر. هان آگاه باشید، ترس از مردم مانع نشود شخص را از اینکه حق را بگوید آنگاه که آن راتشخیص می‏دهد. حق را می‏داند، امّا می‏ترسد بگوید. از چه کسی می‏ترسد؟ از مردم؛ «

 

نقش خفقان حاکم بر جامعه در سکوت اهل بینش

حالا می‏رویم سراغ آن زمان و جوّ حاکم بر آن زمان؛ بنی‏امیّه آن‏چنان در اجتماع فضاسازی و جوسازی کرده بودند و یک حالت خفقان به وجود آورده بودند که بعضی از آنهایی که بینش هم داشتند و حق را می‏توانستند تشخیص دهند هم جرأت دفاع از حق نداشتند. تا زمان عمر بن‏عبدالعزیز بود که علی(علیه‏السلام) را در نماز جمعه‏ها سَبّ می‏کردند. حتی نقل روایاتی از پیغمبر را منع کردند و کاری کردند که هر کسی نتواند نقل حدیث کند. همه گونه در جامعه جوّ خفقانی درست کردند که آنهایی که حق را می‏دانستند هم جرأت نمی‏کردند که بگویند. یعنی این‏گونه جوسازی شده بود که از ترس مردم و از ترس اینکه آنها را «هو» کنند، جرأت نمی‏کردند حق را بگویند. یعنی آنها با آن ابزارهای شیطانی‏شان تطمیع و تهدید و تحمیق‏، جامعه را چنان احاطه کرده بودند که آنکه حق را می‏داند جرأت گفتن حق را پیدا نکند.

نقش فضا شکنی امام حسین(علیه السلام) در اظهار حق

 





MahdiSaheb Zaman (5)_Www.Shabhayetanhayi

 

 

 

 

http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/MahdiSaheb-Zaman-4_Www.Shabhayetanhayi.jpg

 

Emam Zaman (3)_Www.Shabhayetanhayi.ir



حضرت محمد صلی الله علیه و آله از زبان قرآن

قرآن به عنوان کتاب جاوید و ماندگار الهی، عمیق ترین و جامع ترین توصیفات را از شخص با عظمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دارد.

1. خاتم رسولان

«ما کانَ مُحَمَّدٌ اَبَا اَحَدٍ مِنْ رِجالِکُمْ وَ لکِنْ رَسُولَ اللّه وَ خاتَمَ النَّبیّنَ وَ کانَ اللّهُ بِکُلّ شَیْ ءٍ عَلیماً»؛( احزاب/40)

 «محمد صلی الله علیه و آله پدر هیچ یک از مردان شما نبوده و نیست؛ ولی رسول خدا و ختم کننده و آخرین پیامبران است، و خداوند به همه چیز آگاه است.»

در این آیه، آن حضرت به عنوان خاتَم رسولان معرّفی شده و سخن از ختم رسولان است نه ختم دیانت.

2. تواضع در برابر خدا و بندگانش

«مُحَمّدٌ رَسُولُ اللّهِ وَالَّذینَ مَعَهُ اَشِداءُ عَلَی الْکُفّارِ رُحَماءَ بَیْنَهُمْ تَریهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللّهِ وَ رِضْواناً سیماهُمْ فی وُجُوهِهِمْ مِنْ اَثَرِ السُّجودِ...»؛( فتح / 29)

 «محمد صلی الله علیه و آله فرستاده خداست و کسانی که با او هستند در برابر کفار سر سخت و شدید و در میان خود مهربانند، پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود می بینی و همواره فضل خدا و رضای او را می طلبند، نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است.»

آیه فوق ویژگیهای متعددی را برای آن حضرت و برای مؤمنان بیان می کند از جمله: مهربانی نسبت به مسلمانان، شدت نسبت به کفّار و مشرکان، اهل عبادت و نماز و رکوع و سجود، دنبال رضایت الهی بودن و نمایان بودن اثر عبادت و بندگی از سیمای او.



               







 

از دقت در ماهیت توکل می‏توان رابطه ایمان و توکل را بخوبی دریافت بنحوی‏ که کمی ایمان و زیادی آن در کمی و زیادی توکل تاثیر مستقیم دارد زیرا این حقیقت‏ بدیهی است انسان اگر به چیزی ایمان داشته باشد و او را موجد و تمام موثر در وجود و اطوار آن بداند طبیعی است که به غیر او دیگر توجهی ندارد حاجات خود را از او میخواهد و در حل مشکلات خویش تنها باو روی می‏آورد.
از اینرو در قرآن کریم متجاوز از 8 آیه است که بصراحت رابطهء توکل و ایمان را مطرح ساخته و به پیروان خود تذکر می‏دهد که ریشه اصلی توکل،ایمان بخدا است و هر چه ایمان قوی‏تر،توکل بیشتر و هر چه ایمان ضعیف‏تر،توکل او نیز سست‏تر خواهد بود از جملهء آنها آیات زیر است:



 

محمد ابراهيم در دنياي کودکي وقتي مي ديد پدر ومادرش رو به قبله مي ايستند و نمازمي خوانند او هم مثل آنها نماز مي خواندسوره هاي کوچک قرآن را حفظ مي کرد و روزه ي کله گنجشکي مي گرفت .کمي بزرگتر که شد علاوه بر درس خواندن گاهي در کار کشاورزي به پدرش کمک مي کرد و گاهي در مغازه اي به شاگردي مي پرداخت . او در دانشسراي تربيت معلم ادامه ي تحصيل داد.روزهاي سربازي روزهايي سرنوشت ساز براي او بود . هم تلخ تلخ بود وهم شيرين شيرين . يکي از دست نشاندگان شاه به نام سرلشکر ناجي فرماندهي لشکر توپخانه ي اصفهان را بر عهده داشت.يک روز خبر آوردند که محمد ابراهيم مجسمه ي شاه را از ميدان شهر پايين کشيده . سر لشکر ناجي دستور تير باران او را داد . اما محمد ابراهيم از چنگ ماموران شاه گريخت و براي ادامه ي مبارزه به شهرهاي ديگر رفت . از شهري به شهري مي رفت و به تبليغ نهضت امام خميني (ره) و آگاهي دادن به مردم مي پرداخت .

 



 



 

 



امام زمان (عج) در آغازین لحظات ظهور ، ما بین رکن و مقام می ایستند و پنج ندا می دهند و با امام حسین (ع) خود را معرفی می کنند.

 

بقیه در ادامه مطلب




مطالب قديمي‌تر
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ   |   Designed By Ashoora.ir